سیگار
حواسم را به تو، حوصله ام را به سیگارم میسپارم...دود میشوم...
آنقدر غلیظ که سرفه ات میگیرد...
حواسم هست که سرفه ات میگیرد...حواست هست که دود می شوم؟

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 0:12 توسط sara
|
حواسم را به تو، حوصله ام را به سیگارم میسپارم...دود میشوم...
آنقدر غلیظ که سرفه ات میگیرد...
حواسم هست که سرفه ات میگیرد...حواست هست که دود می شوم؟

دل شکسته ای کنار پنجره سیگار میکشید
خسته بود آنقدر که یادش رفت بعدازآخرین پک
سیگار را به پایین پرت کند نه خودش را!!

هیچ انتظاری از کسی ندارم!
و این نشان دهنده ی قدرت من نیست!
مسئله ، خستگی از اعتماد های شکسته است...

هر بآر که می خوآم ب سمتت بیآیم
یآدم می افنه که دلتنگی
بهآنه ی خوبی برای ِ تکرآر یک اشتباهــ نیست ...

تـاوان با تو بـودن است ...

چطور بهتر زندگي كنم؟با كمي مكث جواب داد: گذشته ات را بدون هيچ تأسفي بپذير،
با اعتماد،زمان حالت را بگذران، و بدون ترس براي آينده آماده شو.
ايمان را نگهدارو ترس را به گوشه اي انداز.
شك هايت را باور نكن، و هيچگاه به باورهايت شك نكن.